روي تخته سنگي نوشته شده بود:اگر جواني عاشق شد چه کند؟
من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند صبر.صبر.صبر.....!
براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟
من هم با بي حوصلگي زير آن نوشتم: بميرد! اگر بميرد بهتراست!
براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد.اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم.

|
+| نوشته شده توسط
LoveLeSs در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386
|